X
تبلیغات
جامعه ی ارتباط گر (maadifar.blogfa.com) - پرورش اجتماعی و شخصیت (بخش پنجم - مبانی جامعه شناسی)

اجتماعی شدن

    اجتماعی شدن فرآیندی است که به انسان راه های زندگی کردن در جامعه را می آموزد، شخصیت می دهد و ظرفیت های او را در انجام وظایف فــردی و به عنوان عضو جامعه، توسعه می دهد.

تاثیر هنجارها بر اجتماعی شدن فرد

   از آنجا که انسان به غرایز بسیار متنوعی مجهز نشده است، برای آن که بتواند به حیات خود ادامه دهد، به ناچار باید بیاموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و حتی این که چگونه نیازهای اصلی خود را با همکاری دیگران مرتفع نماید. آنچه همکاری های میان افـراد بشر و وابستگی متقابل آن ها به یکدیگر را ممکن می سازد، نظامی از الگوهای رفتاری آموخته شده یا مشترک (معیار رفتارهای ثابت افراد) است که دیگر اعضای یک فرهنگ در آن سهیم هستند. بر این اساس کودک از سنین بسیار پائین هنجارهای فرهنگی تائید شده را کسب و در فرآیند اجتماعی شدن قرار می گیرد.

   نکته قابل ذکر این که کودک باید نیازهای زیستی خود را مانند تشنگی، گرسنگی و نیازهای جنسی را به شیوه ای ارضا نماید که با هنجارها موافق و و از نظر اجتماعی قابل قبول باشند.

اهداف بنیادی اجتماعی شدن

-         شخص باید مهارت های اصلی را که برای جامعه ضروری هستند، فرا بگیرد.

-         شخص باید بتواند به طور موثری با دیگران ارتباط برقرار کند که لازمه آن توانایی خواندن، نوشتن و سخن گفتن است.

-         شخص باید بتواند نیازهای بدنی خود را بر اساس هنجارهای فرهنگی جامعه خود فرا گیرد.

-         شخص باید ارزش ها و هنجارهای فرهنگی را در ذهن خود متمرکز نماید.

خود

   فرد در حین اجتماعی شدن می آموزد که خود را با یک ذات جدا، مشخص و مستقل در نظر بگیرد و از همه اشخاص و اشیا متمایز کند.

  خود یک هویت مشخصی است که دیگران در برابر او کنش نشان می دهند. نوزاد انسان هنگام تولد مفهومی از خود ندارد و در واقع، در فرآیند اجتماعی شدن از هویت خود آگاه می شود.

خود را در آئینه جمع دیدن

   "چارلز هورتون کولی" جامعه شناس آمریکایی، نظریه ای ارائه کرده که به نام  "خود آئینه سان"  معروف است، منظور وی از آئینه که فـــرد خود را در آن می بیند، جامعه ای است که می توانیم در آن واکنش های دیگران را در برابر اعمال و رفتاری که انجام می دهیم، ملاحظه کنیم.

   به طور کلی رشد خود اجتماعی از همان ابتدای زندگی آغاز می شود و بر این اساس، تصویر خود در نزد کودک، از خانواده سرچشمه می گیرد و در طول زندگی، ضمن تماس با همبازی ها و گروه همسالان رشد می کند. 

   بر این اساس، رفتار را تا حد وسیعی واکنش های دیگران، تعیین و مشخص می کنند. چنانچه تصویری از خود پیدا   کنیم که آن تصویر مناسب باشد، مفهوم خود ارتقا می یابد و رفتار تقویت می شود. از سوی دیگر، چنانچه تصویر ما از خود ناجور باشد، مفهوم آن در نزد ما احتمالاً به پستی گرائیده و رفتار متفاوتی از خود بروز خواهد داد.

دگری تعمیم یافته

   "دگری عام" تعمیم یافته مفهومی است که جرج هربرت مید ابداع کرده و مورد بحث قرار داده است. "دگری عام" ترکیبی از انتظارات و توقعاتی است که فرد گمان می کند، دیگران از او دارند. در واقع، شخص خود را به نحوی     می سنجد که گویی شخص دیگری است. فرد با فرآیند «نقش پذیری» و«بازی کردن نقش» از دگری تعمیم یافته خود آگاهی بیشتری می یابد.

   « نقش پذیری»، توسعه مهارت در برقرار کردن ارتباطات در فرد، کودک را قادر می سازد که نقش دیگری را به عهده گرفته و به شیوه ای عمل کند که با نقش دیگری سازگار باشد. حال اگر این کودک درآینده قـادر باشد نقش بر عهده گرفته را به خوبی ایفا کند، « بازی کردن نقش» جلوه گر خواهد شد.

"دگری موثر و بانفوذ"

   اشخاصی هستند که تاثیر عمده ای بر تصمیمات و نظرات دیگران می گذارند. مثلاً معلم مدرسه،  دگری موثر و بانفوذ برای دانش آموزان است که دانش آموزان می توانند به عنوان الگو او را پذیرفته و از او پیروی کنند.

تمایز میان "من فردی" و " من اجتماعی"

   "جرج هربرت مید" خود را به «من فردی» و «من اجتماعی» تقسیم می کند. از نظر وی، من اجتماعی در واقع، انعکاس و بروز هنجارها و ارزش های جامعه در فرد است و من فردی معرف جنبه شخصی و منحصر به فرد، شخص است که به صورت وسیع تحت تاثیر محرک های آنی و در عین حال سرکش و غیرعادی قرار دارد.

  مثلاً ارتکاب قتل از من فردی فرد سرچشمه می گیرد. در حالی که ممنوعیت اجتماعی قتل و ارزش گذاری جامعه برای حیات فرد، از نشانه های من اجتماعی برای شخص می باشند.

انواع اجتماعی شدن

   اجتماعی شدن ممکن است به گونه ی رسمی و غیررسمی صورت پذیرد. نهادهای آموزشی و نظامی، نمونه نهادهای رسمی و گروه همبازی به عنوان نهاد غیررسمی وظیفه انتقال شیوه های پذیرفتی عمل و اندیشه جامعه به فرد می باشند.

عوامل اجتماعی کردن کودک

  عمده ترین عوامل اجتماعی کردن کودک، عبارت اند از : خانواده، مدرسه، گروه های همسالان و رسانه های جمعی

     -  خانواده : فرآیند اجتماعی شدن کودک از خانواده شروع می شود. خانواده برای کودک کم سن و سال معرف همه دنیایی است که او را احاطه کرده است و تصویر خود در کودک، انعکاس احساسی است که اعضای خانواده نسبت به او دارند.

  - مدرسه : در حالی که خانواده در جوامع ابتدایی، مسئول اجتماعی کردن کودک است، در جوامع پیشرفته، این مسئولیت به سازمان های رسمی مانند، مدرسه واگذار می شود. مدرسه به عنوان نخستین دستگاه سازمان یافته، وظیفه انتقال دانش به صورت رسمی از پنج شش سالگی به کودک را بر عهده دارد.

 - گروه همسالان : اگر چه هدف عمده گروه های همسالان، بازی و تفریح است، اما بعد از خانواده، احتمالاً مهمترین و موثرترین عامل اجتماعی شدن کودک می باشد.

 - رسانه های جمعی : در غالب کشورهای پیشرفته صنعتی، رسانه های جمعی نقش مهمی در اجتماعی کردن فرد دارند. افراد در این جوامع و حتی در برخی از جوامع جهان سوم، وقت زیادی را صــــرف مطالعه کتب و روزنامه ها، تماشای تلویزیون و ... می کنند. که این رسانه ها هم می توانند به صورت مثبت و هم به صورت منفی در فرد تاثیرگذار باشند.

شخصیت

   شخصیت به همه خصلت ها و ویژگی هایی اطلاق می شود که معرف رفتار یک شخص است؛ از جمله می توان این خصلت ها را شامل اندیشه، احساسات، طرز فکر و ... دانست. با این توضیح، اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می شود.

عوامل تاثیرگذار در رشد شخصیت فرد عبارت اند از:

   ویژگی های وراثتی و زیستی انسان، محیط طبیعی که فرد در آن زندگی می کند، فرهنگ، گروه و تجربیات فردی و گروهی؛ همگی بر رشد شخصیت فرد موثر می باشند.

منش ملی

   منش ملی به شخصیت بنیادین مردم یک ملت اطلاق می شود. چنانچه این منش ملی به درستی درک شود، می توان پیش بینی کرد که اعضای یک جامعه معین، چگونه به موقعیت ها و اوضاعی که با آن مواجه می شوند، پاسخ خواهند گفت.

 

منبع: مبانی جامعه شناسی، بروس کوئن، ترجمه دکتر توسلی و دکتر فاضل، انتشارات سمت

+ نوشته شده توسط محمد معادیفر در 89/03/16 و ساعت 8:10 |