مقدمه

  اصطلاح تحلیل محتوا کمی بیش از پنجاه سال است که مطرح شده است . اولین بار واژه نامه انگلیسی وبستر در 1961 آن را وارد دایره واژگان خود کرد. اما ریشه تاریخی آن به آغاز کاربرد انسان از نمادها و زبان بر می گردد.

نقش تحلیل محتوا در تحقیقات ارتباطی

 ۱) الگوی تأثیرات قوی: ریشه در نظریه های اوائل قرن بیستم دارد و بر این باور است که رفتارهای انسان و حیوان را می توان به شکل یک مجموعه « محرک – پاسخ » دید. برخی محققان علوم ارتباطات به پیام های ارتباطی و تأثیرات فرضی آن ها روی نگرش ها، باورها و رفتار مردم از این منظر می نگرند، محققان علاقه مند به این تأثیرات نوعاً از روش تجربی برای آزمون فرضیه خود استفاده کرده اند. در نیمه اول قرن بیستم این فرض در میان دانشمندان و عموم مردم وجود داشت که محرک هایی نظیر پیام های اقناعی توده ای، می تواند منجر به پاسخ های قوی شود. در این خصوص می توان به تبلیغات سیاسی در طول دو جنگ جهانی، بررسی تأثیر فیلم روی رفتار کودکان و سخنوری بلشویک ها یا نازی ها اشاره داشت.

   فرض تأثیرات قوی رسانه ها به تدوین مدل ها و نظریه های اولیه ارتباطات، مثل نظریات تزریقی و  گلوله ای انجامید. پیش فرض عمده این نظریه ها این است که اعضای جامعه مخاطبان بی دفاع و منفعل هستند.

  « تحلیل محتوا » جایگاه مشروعی در میان موافقان تأثیرات قوی پیام داشت که به خاطر نقش علی محتوای ارتباطات بود که در مدل های تعریف شده در تحقیقات تجربی آزموده شده و از سوی مردم و بعضی سیاست سازان و دانشمندان به محتوا نسبت داده می شد.

  2 ) الگوی تأثیرات محدود: فرض تأثیرات قوی که مستقیم و یکنواخت بود به علت ساده انگارانه بودن، مورد چالش قرار گرفت و حداقل الگوی تأثیرات قوی تعدیل شد ( سورین و تانکارد ). موافقان الگوی اثرات محدود، معتقدند که مخاطبان برخلاف تصورات قبلی منفعل و ناتوان نیستند و از رسانه ها و پیام ها برای اهداف شخصی خود استفاده می کنند. طرفداران اثرات محدود پیام می گویند مردم آن دسته از پیام ها که با باورها، نگرش ها و عقایدشان همخوانی داشته باشد را انتخاب و بقیه را رد می کنند. همچنین معتقد هستند که: تصمیم راجع به پذیرش، اقتباس یا آموختن از یک پیام، تابع ویژگی های اجتماعی و روانی موجود در آن ها ست، نه اثرات اقناعی. این الگو « تحلیل محتوا » را با چالش روبرو کرد.

  3 ) الگوی تأثیرات مشروط: این الگو که پس از نظرات پیشین ارائه گردید، امکان آشتی نتایج متضاد رویکردهای تأثیر قوی و تأثیر محدود را فراهم آورد.

   اگر چه تحلیل محتوا در طول زمان و در اثر نظرات مختلف و متفاوت، فراز و نشیب هایی داشته است اما هنوز هم به عنوان ابزاری مهم در تحقیقات و نیز در طبقه بندی انواع پیام، کارساز و قابل اعتماد است.

     آنچه تا کنون گفته شده به طور ضمنی محتوا را به عنوان شرط مقدم در نظر گرفته و نتایج حاصل از رویارویی با محتوا را نشان می دهد. اما خود محتوا هم حاصل فرآیند ها و پیش شرط هایی است که به شکل گیری ساختار آن منتهی شده اند.

مثال زیر می تواند این نکته را بیشتر تشریح کند :

هر چند همه جا و در تعاریف، روزنامه نگاری را انعکاس واقعیت می دانند، اما حقیقت این است که گزارشگری خبر انعکاس آینه وار واقعیت ها نیست، بلکه روزنامه نگاران با دخل و تصرفی که در اخبار می کنند در واقع « تولید کننده خبر» هستند. در واقع در شکل گیری خبر تأثیر گذارند .

  به هر حال روش های تحقیق سازندگان فرضیه هستند و تحلیل محتوا به عنوان یک روش، ابزاری مهم در ساختن فرضیه و نظریه، هم در مورد فرآیند ارتباط ( شکل گیری پیام ) و هم در مورد تأثیرات آن می باشد.

 

+ نوشته شده توسط محمًد معادیفر در ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ و ساعت 8:30 |