برای شروع بحث بهتر است جهت یادآوری مطالب گفته شده در دوره آموزشی گذشته، مفاهیم کلیدی یکبار دیگر مرور گردد.

تعريف گي روشه از تغییر

   «تغيير عبارت است از دگرگوني قابل رؤيت در طول زمان به صورتي كه موقّتي و كم دوام نباشد، بر روي ساخت يا وظايف سازمان اجتماعي يك جامعه اثرگذار باشد و جريان تاريخ آن را دگرگون نمايد».

تفاوت بین تغییر اجتماعی و تحول اجتماعي

 

  تغییر اجتماعی، عبارت است از پديده هاي قابل رؤيت و بررسي در مدّت زماني كوتاه،  به صورت كه هر شخص معمولي نيز در طول زندگي خود يا در طول  دورة كوتاهي از زندگيش توانسته باشد يك تغيير را تعقيب نمايد، نتيجه­ي قطعي­اش را ببيند و يا نتيجه­ي موقّتي آن را دريابد. اما، تحوّل اجتماعي، مجموعه­ي از تغييراتي است كه در طول يك دورة طولاني، طي يك و يا شايد چند نسل در يك جامعه رخ مي­دهد و در حقيقت مجموعة فرآيندهاي است كه در يك مدّت زمان كوتاه   نمي­توان آن را ملاحظه كرد، بلكه به مثابة منظرة واحدي متشكّل از توده­اي از جزئيات است كه جز از ارتفاع زياد قابل رؤيت نسيت.

  با توجه به تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت که: نسبت و رابطه­ي تغییر اجتماعی و تحول اجتماعی، خاص و عام است به اين معنا كه هر تحوّلي، تغيير است امّا هر تغييري نمي­تواند تحوّل باشد.

پدیده هایی که تغییر اجتماعی محسوب می شوند:

۱-      تغییر اجتماعی لزوماً یک پدیده جمعی است.

۲-      یک تغییر اجتماعی باید یک تغییر ساختی باشد.

۳-      تغییر ساختی در طول زمان شناخته می شود.

۴-     تعییر اجتماعی برای آن که بتواند یک تغییر ساختی باشد باید مداوم و استوار باشد، یعنی سطحی و زودگذر نباشد.

تعریف کنش تاریخی

  کنش تاریخی، عبارت است از مجموع فعالیت های افراد یک جامعه که امر به حرکت درآوردن، تشدید یا کندکردن و یا حتی مانع شدن تغییرات اجتماعی در کل جامعه یا در بعضی از قسمت های جامعه را به عهده دارند.

 

تعریف فرآیند اجتماعی

 فرآیند اجتماعی بازگو کننده این حقایق است که حوادث چگونه، به چه ترتیب و بر اساس چه نظمی در طول تاریخ رخ  می دهند. بنابراین فرآیند اجتماعی، تغییر را توجیه و تفسیر نمی کند، بلکه جریان و مسیر تغییر را در طول زمان به ما نشان می دهد. 

 

تعریف عوامل تغییر

  عوامل تغییر در واقع عناصری هستند از یک وضعیت معین که به علت موجودیتشان یا به وسیله عملی که انجام می دهند، تغییری را موجب می شوند یا تغییری را ایجاد می کنند.

 تعریف شرایط تغییر

   شرایط تغییر، عناصری هستند مناسب یا نامناسب که اثر یا اثرات یک یا جند عامل تغییر را فعالتر یا کندتر می کنند.

  به عبارت دیگر، شرایط تغییر می تواند در عملی شدن اثرات عوامل تغییر نقش مثبت یا منفی داشته باشد.  به بیان ساده تر، این که شرایط تغییر می تواند در جهت گیری تغییر اثرگذار بوده و آن را به این سو و آن سو بکشاند.

اصول حاكم بر تغییر اجتماعی 

   ۱- کنش‌ها و تصمیمات حکومت؛      ۲- تضاد؛       ۳- توافق وضعیت اجتماعی؛                ۴- استعمارگرایی و استعمارزدایی؛    ۵- نخبگان اجتماعی

 

عوامل مؤثر بر تغییر اجتماعی

   ۱- عامل جمعیتی؛    ۳- عامل سیاسی و تغییر رژیم‌ها؛    ۳- عوامل تکنولوژی و نوآوری؛         ۴- عوامل جغرافیایی و محیطی؛       ۵- عامل فرهنگی. 

 

 الگوهای اصلی تغییرات اجتماعی عبارت ند از: تکامل، اشاعه، فرهنگ‌پذیری، شهری شدن،  صنعتی‌شدن و خانواده.

  اشاعه : در این الگو تغییرات اجتماعی و فرهنگی اقتباس و امانت گرفتن عناصر فرهنگی از یک نقطه جغرافیایی و بسط و گسترش آن در نقطه دیگر مورد تحلیل قرار می‌گیرند.  به عبارتی دیگر، اشاعه، گسترش خصیصه با الگوهای فرهنگی از یک گروه به گروه دیگر است که هنگام تماس جوامع گوناگون با یکدیگر به وقوع می‌پیوندند.

  اشاعه، فرآیندی انتخابی است که در آن یک فرهنگ، به درجات گوناگون، برخی خصایص را می‌پذیرد و برخی را رد می‌کند. اشاعه ممکن است هدفدار یا بدون هدف باشد.

 

   فرهنگ‌پذیری : فرهنگ‌پذیری دلالت بر اخذ ویژگی‌های مادی و غیرمادی از جامعه و فرهنگ دیگر دارد. به عبارت دیگر، فرهنگ‌پذیری به آن دگرگونی فرهنگی اطلاق می‌شود که بر اثر تماس‌های گسترده و مستقیم میان دو یا چند گروهی رخ می‌دهد که پیش از این تماس، گروه‌های مستقلی بودند.

 

  شهرنشینی: در شهرنشینی به عنوان فرآیندی پویا، ما شاهد دو نوع حرکت و تغییر می باشیم که عبارت اند از:

   یکی حرکت و انتقال جمعیت از مناطق روستایی به مناطق شهری همراه با تغییر در کارکردها، به ویژه کارکرد اقتصادی‌شان و دیگری تغییر در شیوه زندگی، نظام ارزشی و هنجاری‌شدن این فرآیند پویا که امروزه به عنوان مساله‌ای جهانی مطرح است، چنان‌که «گیدنز» معتقد است که شهرنشینی در قرن بیستم یک فرآیند جهانی است که جهان سوم به طور فزآینده‌ای به سوی آن کشیده شده است.

 

  در خصوص راهبرد، «مینتزبرگ» برای راهبرد پنج معنی پیشنهاد می‌کند:

     ۱- طرح    ۲- تمهید     ۳- الگو     ۴- وضعیت    ۵- دیدگاه

 

در یک تقسیم بندی کلی راهبردها را به صورت زیر تقسیم‌بندی نموده‌اند:

۱- راهبرد آگاهانه : در این راهبرد آگاهی از شرایط محیط یعنی درک فرصت‌ها و تحدیدها در ابعاد داخلی و خارجی یک مجموعه مهم‌ترین مسأله است.

۲- راهبرد خلاقانه : در این راهبرد عمده تأکید بر شناخت راه‌کارهایی است که از نظر دیگران پنهان مانده و یا از آن غفلت نموده‌اند. در این راهبرد عنصر ابداع اهمیت مهمی دارد.

۳- راهبرد آینده‌نگر : در این راهبرد درک فرصت‌‌های آتی اهمیت دارد و در قالب آن نوعی نگاه و عمل معطوف به آینده مورد توجه قرار می‌گیرد.

۴- راهبرد آینده‌ساز : این راهبرد با مؤلفه قاعده‌شکنی و خلق الگوهای جدید شناخته می‌شود و این راهبرد به جای انطباق با وضع موجود به طرد و نقض قواعد و وضع موجود پرداخته و وضعیت جدیدی را نوید می‌دهد.

 

    چگونگی رابطه بین کارگزار تغییر با هدف، تعیین‌کننده نوع راهبردی است که برای ایجاد تغییر اجتماعی به کار گرفته می‌شود. در این خصوص از سه راهبرد عقلانی – تجربی، هنجاری- بازآموزی و اجباری- قدرتی نام برده شده است این سه راهبرد توسط «چین» و «بن» مطرح شده‌اند. آن‌ها معتقدند عنصر مشترک هر سه راهبرد، به کارگیری شناخت بشری برای کنترل محیطهای انسانی و طبیعی است.

 ▪   راهبرد عقلانی- تجربی: بر این فرض استوار است که انسان‌ها عقلانی و به دنبال منافع عقلانی خودشان می‌‌باشند که این امر کاملاً بدیهی است و در این روش تأکید بر تغییر در افراد است.

▪  راهبرد هنجاری- بازآموزی: مبتنی بر این فرض است که تغییر وقتی به وجود می‌آید که افراد الگوهای قدیمی را دگرگون کنند و تعهدات را نسبت به روش‌های جدید گسترش دهند. چنین روشی، مداخله مستقیم کارگزاران تغییر را می‌خواهد و چنین تغییراتی در گرایش‌ها، ارزش‌ها، مهارت‌ها و روابط صورت می‌گیرد.

▪  راهبرد اجباری- قدرتی: مبتنی بر عملکرد اقتصادی، سیاسی و قدرت‌های اخلاقی است. در این راهبرد استفاده از مجازات و اجبارهای اقتصادی، سیاسی مدنظر است.

 

+ نوشته شده توسط محمًد معادیفر در ۱۳۸۹/۰۴/۱۰ و ساعت 8:57 |