بارها شده است كه در نگاه نخست به آدمي خاص و به خاطر ارزيابي او از خود و لباسي كه پوشيده است، دچار خطا شده ايم. فردي را به خاطر پوشش نامتعارفش آدمي متظاهر و غريب ارزيابي كنيم، اما پس از آشنايي بيشتر، متوجه قضاوت نادرست خود شده ايم.

  گاه برعكس آدمي را به خاطر پوشش راحت تر و به تعبير متعارف «اسپرت»اش، بي غل و غش پنداشته ايم، اما پس از چندي به خلاف آن امر پي برديم. نمونه اينگونه پنداشت ها زياد است و به سادگي مي توان جلوه هايي از آن را در زندگي شهري پيدا كرد، نمونه آن كساني هستند كه ما آنها را به خاطر پوشش شان مدگرا ناميده و آنها را مخالف با عقيده و باور خود مي دانيم. علت اين اشتباهات را بايد به خاطر نگاه تعميم پذير و عوامانه اي كه همه ما در تعميم جزء به كل دچارش شده ايم ، جست وجو كرد.

  در هر جامعه اي به ويژه در كشورهايي كه پيشرفته اند، يك مرحله گذر وجود داشته است. در اين مرحله گذر هنجارها، آداب، رسوم و شيوه ها و سبك زندگي تغيير زيادي به خود ديده و بسياري از الگوها را تحت تاثير خود قرار داده است . در اين ميان جامعه اي موفق بوده كه الگوهاي نو و جديد را با توجه به فرهنگ اصيل خود طراحي كرده و در جامعه تبليغ كرده باشد. يكي از اين الگوها كه در چند سال اخير مورد توجه مسوولان امر بوده، پديده مد و مدگرايي است.

 

  مــد را مي توان نوعي رفتار اجتماعي در محيط هاي بزرگ شهري دانست كه به مناطق و محيط هاي كوچكتر نيز كشيده مي شود. برخلاف آنچه كه تصور مي شود، مد شامل مدل هاي جديد لباس نمي شود. واقعيت اين است كه در دوره هاي مختلف زماني، حركات دست و صورت، لحن، بيان كلمات، واكنش هاي حسي و روحي شهروندان در شهرهاي بزرگ همه گير شده و ناگهان دوباره تغيير مي كند. همين تغييرات مي تواند تاثيراتي روي طرز فكر آنها داشته باشد. تغيير در مدها بيشتر در نحوه نوع پوشاك و انواع زينت ها صورت مي گيرد. تغيير در لباس ها و الگوهاي تزيين ، تحت عنوان «چرخه مد» توضيح داده مي شود. هرچند كه اين واژه ممكن است گمراه كننده باشد، ولي آنها به طور مداوم در ظهور و سقوط قرار دارند و مانند چرخي كه مي چرخند، عمل مي كنند.

   مـــدها نيز براي مدتي به وجود مي آيند و سپس مي روند و دوباره به طريق ديگري ظاهر مي شوند. گفتني است كه اين مدها با توجه به عناصر مختلف تغيير مي كنند، مانند طول و عرض لباس ها كه در دوره هاي مختلف تغيير مي كنند، گاهي هم سبك خاصي از مـدها دوباره احيا مي شود، امـا هيچ گاه دوباره مانند قديم نمي شود و هيچ كدام به طور ثابت مانند گذشته باقي نمي مانند. خصوصيات واقعي مد ايجاب مي كند كه در يك مقطع زماني خاص به وسيله بخشي از يك گروه معين ، يعني اكثريت عظيمي كه صرفا در مسير پذيرش آنها هستند، به مرحله اجرا درآيد. پس از آن به مجرد آنكه يك نمونه از مد مورد قبول و پذيرش عام قرار گرفت ،ديگر از آن به صورت مد سخن نمي گوييم . هنگامي كه مد گسترش يافته و عموميت پيدا كند، به تدريج به پايان خود نزديك شده و محو و نابود مي گردد.

 قطعاً تمامي تغييرات اجتماعي مهم نيستند و براي نسل هاي متوالي باقي نمي مانند، بسياري از تغييرات اجتماعي مثل مد زودگذر و داراي محدوده زماني ناچيز هستند. اغلب تغييرات جديد سرعت زيادي دارند،به طوري كه اكثريت افراد جامعه را در برنمي گيرد. البته ظهور و گستردگي آن معلوم است و ما نند تولد و مرگ و ديگر حوادث به آن نگريسته مي شود. در زمان به وقوع پيوستن آن تغيير ممكن است تاثيراتي را در زندگي اجتماعي بگذارد، اما حتي سريع تر از وقوع آن ، فراموش شود، بنابراين هيچ گاه جزء اصلي نظام اجتماعي محسوب نشده و پايدار نمي مانند. در كنار آن بسياري از كشورها هستند كه آن را تهديدي براي ارزش هاي خود جامعه مي دانند و از آنها به عنوان يك مساله اجتماعي ياد مي كنند. نظريات محققين در مورد پذيرش مد و مدگرايي توسط نوجوانان و جوانان در عصر حاضر در ايران و اكثر كشورها متفاوت است ، ولي اكثر قريب به اتفاق آنها معتقدند كه اين پديده موجبات پويايي جامعه مي شود، چرا كه قانون طبيعت در تغيير است و از اوايل تاريخ تا به امروز سبك زندگي و نوع پوشاك و گفتار انسان ها متفاوت بوده و رو به تطور داشته است . جامعه اي كه تغيير نداشته باشد، رشد هم نمي يابد و در اين دوره است كه كاركـــرد دولت براي احياي ارزش ها بيشتر از هر زمان ديگري مشخص مي شود. اگر الگوهاي رفتاري افراد، متفاوت با هنجارهاي پذيرفته شده در جامعه باشد، خود به عنوان يك مساله شناخته شده و مي تواند در درازمدت به بحران ارزشي تبديل شود.

    امروز، فرهنگ ، كه مد در زيرمجموعه آن قرار دارد، اهميتي به مراتب بيشتر از اقتصاد و سياست و... كسب كرده است. كشورهاي سرمايه داري با روند جهاني شدن در تلاش براي كسب جايگاهي مناسب در دنياي امروز هستند، چرا كه آنها مسائل فرهنگي را تهديدي براي وضع و وقوع حيات مطلوب خود تلقي مي كنند كه در آينده مي تواند موجب نارضايتي و نابساماني شود. به قول ساخت گرايان پديده هاي اجتماعي و فرهنگي خود نشانه است و به عقيده «تالكوت پارسنز» جامعه شناس آمريكايي اگر بخواهيم تحولات جامعه را درك كنيم، نخست بايد به تحولات فرهنگي توجه كنيم و در كنار «استفان واگو» در مورد تغييرات زودگذر و از جمله مدگرايي معتقد است : در دنياي جديد پيگيري مسائل جديد راهي است كه اعضاي جامعه براي حل دلزدگي ها يا كسب رضايتي كه هيچ گاه به دست نياورده اند، مي دانند و به وجود آمدن هزاران تغيير زودگذر نشان دهنده اين مطلب است كه نيازهاي اكثريت افراد جامعه تامين نشده است و به همين دليل، اكثريت افراد جامعه احساس دلزدگي و خستگي مي نمايند، بنابراين تغييرات زودگذر جايگزين تغييرات مهم اجتماعي است كه موجب كاهش تنش و نارضايتي ها مي شود و انرژي ها و قابليت هايي كه ممكن است در زمينه ديگر به كار رود، به خــود جلب مي كند، همچنين جمعيت بشري مجذوب هيجانات تغيير زودگذر مي شود و اين امـــر موجب مي شود كه ناملايمات نظام اجتماعي را فراموش كنند (واگو، 1372، ص 194).

    در پذيرش مد نمي توان از يك يا چند عامل سخن گفت ، بلكه مجموعه اي از عوامل كه امكان تفكيك آنها به سادگي ميسر نيست، در آن نقش دارد. هيچ تغييري مهم فرض نمي شود، مگر اينكه تاثير شديدي را در انتقال يك مرحله از شرايط اجتماعي به شرايط اجتماعي ديگر داشته باشد. مد قطعا يك نشانه است، اما كشف دلالت هاي آن طبعا از مكانيسم هاي پيچيده تري برخوردار است . مكانيسم هاي مرتبط با جنسيت آدم هايي كه آن را به كار مي بندد، زمينه و طبقات اجتماعي كه از آن استفاده مي كنند، حتي زمينه هاي ايدئولوژيك كه مد در آن استفاده مي گردد. مدها به عنوان تغييراتي كه به عنوان تغييرات چرخشي عمل مي كنند، قابل مطالعه هستند، چرا كه اين مدها با توجه به عناصر مختلف تغيير مي كنند.

 

نويسنده: غفار پارسا

+ نوشته شده توسط محمًد معادیفر در ۱۳۸۹/۰۴/۱۴ و ساعت 12:15 |