خبر نويسي به شيوه روایت شهرزاد (بخش اول)
قصه و قصه گویی کسبی است که همیشه رونق داشته و این روزها که بیشتر از هر زمان دیگری دوست داریم درباره دور و برمان بدانیم، قصه گویی همچنان پررونق است. چه خوب اگر این قصه ها واقعی هم باشد ...
دنیای واقعی پر از قصههای ناگفته واقعی است. میگویید نه، به دور و بر خود نگاه کنید:
- قصه دزدان باغ انار کشاورزی که یک سال زحمت او و خانواده اش به یک شب غارت می شود.
- قصه شهری که با تمام ادعاهای مسئولینش، شکل ظاهری آن (نمای آن) از نظر شهریت در حد و اندازه یک روستای دورافتاده بدون امکانات در دورترین نقطه کشورمان است.
- قصه شهری که مسئولین آن فقط و فقط به دنبال سیاست و سیاست بازی بوده و مردم شهر قربانی بی مدیریتی و سوء مدیریت آنان می باشند.
- و هزاران قصه واقعی دیگر که نگفتن آن بهتر است.
*** میپرسید کدامیک از قصههای واقعی روایت کردنی هستند؟ نگاهی به همان ارزشهای خبری کلاسیک بیندازید:
قصهای که …
|
- تازه باشد - مهم باشد - تاثیرگذار باشد - درباره آدمهای مشهور باشد - در دسترس باشد - که بفروشد - ناگوار باشد |
- غافلگیرمان کند. - درباره کشمکشها باشد. - مردم به دانستنش تمایل داشته باشند. - ابعاد آن با حد معمول فرق کند. - در دور و بر ما اتفاق افتاده باشد. - درباره مواضع قدرت و قدرتمندان باشد. - با موضوع آن کم و بیش آشنا باشیم و حالا بخواهیم دربارهاش بیشتر بدانیم. |
میپرسید در دنیای واقعی چه کسی قصهگوی بهتری است؟ درست مثل روزنامهنگارهای خوب، کسی که دقت، انصاف و بیطرفی را رعایت میکند.
کسی که منابع خود را به درستی درج میکند، داستانهایی را که دیگران نوشتهاند نمیدزدد، به کسی توهین نمیکند، داستانی را از خودش در نمیآورد، رشوه نمیگیرد و …
میپرسید چه طور یک داستان واقعی بنویسیم؟
بد نیست اول ببینیم اصلا یک داستان چه بخش هایی دارد:
* طرح (Plan) : اگر بخواهید داستانی را در یک جمله تعریف کنید در واقع دارید طرح آن را تعریف می کنید:
* شخصیت و کاراکترهای داستان (Personalities) : داستان ها اغلب یک شخصیت کلیدی دارند که حتما هم نباید آدم باشد.
* فضاسازی (Setting) : در داستاننویسی فضا یعنی زمان و مکان. صحنه تاتری را در نظر بگیرید که نمایشی در آن اجرا میشود.
* گره و گره گشایی (Conflict and Resolution) : در قصه دزدان باغ انار اینکه آیا دزدان باغات انار دستگیر خواهند شد یا اینکه بر تعداد آن ها افزوده خواهد شد و کسی به آن ها کاری ندارد؟
* تعلیق (Suspence) : یعنی انتظار برای این که بفهمیم سرانجام قصه چه میشود.
* نقطه اوج داستان (Climax) : داستان یا قصه به اوج می رسد و تکلیف آن یک جورهایی مشخص می شود.
وقتی ماجراها و داستان ها را پیدا کردید می توانید به توجه به چهار عنصر زیر یک داستان خبری بنویسید:
- اطلاعات
- گفت و گو با آدمها (نقل قولها)
- رنگ و جزییات (رنگ و جزییات داستان را به تصویر میکشد و آن را به یاد ماندنی میکند.)
- پیشینه و توضیحات و پیش زمینه خبر (تا داستان بهتر درک بشود و ابعاد دراماتیک آن بهتر مشخص بشود.)
* اطلاعات (Facts) : برای این که توضیح بدهید قضیه دزدان باغات و ... به کجا ر سیده، به یک سری اطلاعات نیاز دارید که باید آنها را در اختیار مخاطبان قرار بدهید.
* نقل قولها (Quotations) : داستانها اغلب درباره آدمها هستند بگذارید صدای آنها در داستانی که مینویسید شنیده شود. سعی کنید در هر داستان خبری که می نویسید دو یا سه نقل قول داشته باشید. هر نقل قول یک جمله هم که باشد کافی است.
* رنگ و جزییات (Colour) : رنگ و جزییات میتواند کمک کند تا فضای داستان را به تصویر بکشید.
* پیشینه و توضیحات (Background and Context) : پیشینه، توضیحات و ارایه پیش زمینه داستان کمک میکند ابعاد دراماتیک داستان مشخص شود. نکته کلیدی در نوشتن یک قصه واقعی این است که از خود بپرسید:
- ماجرا از چه قرار است؟
- قصهای که دارم تعریف میکنم، چرا اهمیت دارد؟
