مقدمه :

  هر دانشی برای آن که بر بنیان محکمی استوار گردد، باید بیش از هر چیز، مبادی و اصول خود را به صورت دقیق، منظم و علمی تنظیم و تدوین کند و در دسترس پژوهشگران و محققان قرار دهد. در حقیقت، گذر از مراحل دشوار علم، مستلزم راه یافتن به مبانی آن علم است که با شیوه های منظم و درست، بتواند ذهن فعال و کنجکاو پژوهنده مبتدی و تازه کار را از مراحل اولیه عبور داده و به قله های دانش و افق های دوردست هدایت نماید.

  جامعه شناسی - که هدفش مطالعه و شناخت علمی زندگی اجتماعی انسان ها و فهم رفتار و پیوندهای گروهی است – در چند دهه گذشته، از وسعت زمینه و اقبال فراوانی برخوردار بوده است، به گونه ای که اکنون، علاوه بر دانشجویان رشته های خاص علوم اجتماعی، دانش پژوهان دیگر رشته های علوم انسانی مانند مدیریت، اقتصاد و ... و حتی شعبه های گوناگون رشته های فنی و پزشکی علاقه مندند، به این دانش روی آورند.

 فصل اول: کلیات

علوم اجتماعی چیست و چه کاربردی دارد؟

  طبق گواهی تاریخ، انسان از ابتدای حیات خود به صورت گروهی و دسته جمعی زندگی می کرده است. حال این پرسش مطرح است که آیا حالت اجتماعی انسان جنبه ذاتی و طبیعی دارد یا این که پاره ای از نیازها مثل احتیاجات دفاعی در برابر دشمنان و ... در انسان موجب زندگی گروهی شده است؟ در اصل مساله که تاکید زندگی گروهی و جمعی است، تغییری ایجاد نخواهد کرد.

  بررسی تحول حیات اجتماعی انسان در طول تاریخ در جوامع مختلف و روابط خاصی که در تاریخ هر جامعه شکل گرفته و همچنین دگرگونی های ایجاد شده در جوامع و آثار و نتایج حاصل از زندگی دسته جمعی که نظام های اجتماعی مختلف را به وجود آورده است، موضوع علوم اجتماعی را تشکیل می دهد.

  با این اوصاف، موضوع علوم اجتماعی، شناخت علمی پدیده های اجتماعی است که در زمانی کم و بیش طولانی شکل گرفته است و پدیده های اجتماعی، حول محور انسان اجتماعی و ویژگی های آن دور می زند.

ویژگی های انسان اجتماعی

  زندگی انسان اجتماعی دارای ویژگی هایی است که آن را به کلی از زندگی جمعی حیوانات متمایز و مشخص می کند، این ویژگی ها عبارت اند از:

   1- زندگی اجتماعی حیوانات، حالت و شکل کم و بیش پایدار و ثابتی را نشان می دهد یعنی این که تغییرات زندگی آن ها – در صورت وجود – اندک و نامحسوس است. به عبارت دیگر زندگی اجتماعی حیوانات، فاقد خلاقیت و ابتکار است.  ضمناً زندگی اجتماعی حیوانات تابع محیط خارج و خصوصیات آن است و کمتر می تواند بر حسب نیازها در محیط خودش تغییر ایجاد نماید، بلکه در هنگام نیاز، از محیطی به محیط دیگر می روند. در صورتی که انسان ها از محیط تاثیر پذیرفته و سعی می کنند بر اساس نیازهای خودشان در محیط تغییر و دگرگونی ایجاد نمایند و هر کجا قدم می گذارند، آثار تازه انسانی خود را بر جای گذارند.

   2- حیوانات بر خلاف انسان کمتر می توانند خود را با "موقعیت های غیرمنتظره" که به تفکر و استدلال نیازمند است، منطبق سازند. همچنین پیش بینی برنامه های درازمدت و ارتباط بین گذشته، حال و آینده با یکدیگر از ویژگی های حیات اجتماعی انسان است که حیوانات از انجام آن ناتوانند. زیرا واکنش های حیوانات در برابر عوامل ناشناخته و جدید، عمدتاً غریزی و تکراری است.

  3- از دیگر وجوه متمایز انسان از حیوانات، قدرت جمع کردن و تراکم اطلاعات و تجربیات در طول تاریخ است؛ به این معنا که جامعه بشری در هر زمان و مکان سعی می کنند، آنچه از نسل های گذشته به ارث برده اند، حفظ و نگهداری و حتی در طول حیات نسل آن را کاملتر نمایند. این ویژگی همان فرهنگ    (Culture) است که در هیچ اجتماع حیوانی دیده نمی شود.

تقسیم بندی علوم

   معمولاً از نظر موضوعی، علوم به سه گروه عمده تقسیم می شوند:

 - علوم مادی (غیرارگانیک)، مانند فیزیک، زمین شناسی و ... که درباره مواد بیجان مطالعه می کنند. این علوم از روش های پیشرفته استفاده کرده و نتایج مطالعات آن دقیق و کنترل شدنی هستند.

-  علوم حیاتی (ارگانیک)، مانند زیست شناسی که موضوع آن موجودات جاندار می باشد. هرچند روش های مطالعه این دسته از علوم به دقت گروه اول نیست، ولی تا حدودی پیشرفت کرده است.

- علوم اجتماعی (فوق ارگانیک)، مانند جامعه شناسی، مردم شناسی، دانش های دینی و ... که خاص انسان و پدیده های وابسته به زندگی اجتماعی انسان هاست. این علوم از لحاظ پیشرفتی مانند علوم مادی و حیاتی نیست هر چند توانسته به پیشرفت خود ادامه داده و تکامل یابد.

شاخه های مختلف علوم اجتماعی

   گرچه از عمر علوم اجتماعی مدت زیادی نمی گذرد ولی به دلیل احتیاج جوامع معاصر به این علوم، رشته ها و شاخه های مختلفی را در آن به وجود آورده است که عبارت اند از :

    - جمعیت شناسی: این علم به شمارش جمعیت، وقایع چهارگانه حیات (تولد، ازدواج، طلاق و مرگ)، افزایش و کاهش طبیعی جمعیت، مهاجرت ها، ارتباط جمعیت با اقتصاد، تحولات جمعیتی و ... می پردازد.

- مردم شناسی: این علم به زندگی اجتماعی و ارتباط اقوام محلی و گروه های نژادی و فرهنگی با یکدیگر می پردازد. مانند ایلات و عشایر، اسکیموها و ... . اما امروزه، مردم شناسی آداب و سنن جوامع شهری را مطالعه می کند.

- انسان شناسی: این علم نوع انسان را صرف نظر قومیت، نژاد و ... در طول تاریخ بررسی می کند.

- تاریخ : این علم سرگذشت جوامع را از زمان های دور که انسان نوشتن را آغاز کرده و آثاری از خود بر جای گذاشته، بررسی می کند.

- باستان شناسی: این علم بر اساس آثار و بقایای انسان، سرگذشت او را در گذشته های دور مطالعه می کند.

- جامعه شناسی: این علم به بررسی و مطالعه پدیده های اجتماعی و تحولاتی که در زندگی اجتماعی انسان ها رخ داده است، می پردازد. دامنه این علم بسیار گسترده و رشته های فرعی مانند جامعه شناسی دینی، جامعه شناسی شهری و ... را در خود ایجاد کرده که هر کدام در زمینه خاص خودشان به مطالعه می پردازند.

     واژه جامعه شناسی / Sociology را نخستین بار در سال 1838،آگوست کنت فرانسوی در ضمن دروس فلسفه اثباتی خود به کار برده است. کنت، پدر جامعه شناسی و معتقد است دانش جامعه شناسی را می توان بر بنیان مشاهده و طبقه بندی منظم علمی استوار کرد.

    لازم به ذکر این که علاوه بر این علوم، علوم دیگری چون مدیریت، اقتصاد، زبان شناسی و ... از علوم اجتماعی نشات گرفته اند.

    نکته ای که لازم است قبل از شروع بحث به آن پرداخته شـــــــــــود، تـفاوت بین جامعه شناسی و جامعه شناس است که اکثراً آن را به نادرست به کار می برند.

   جامعه شناسی، علمی است که به بررسی پدیده های اجتماعی یا به عبارتی ساده تر به مطالعه علمی زندگی اجتماعی انسان ها می پردازد. در حالی که جامعه شناس تلاش می کند تا نحوه زندگی کردن و کنش متقابل در گروه ها را به طور کلی و هر چه عینی تر که سازگار با موازین علمی باشد، توصیف نماید. مثلاً آداب و رسوم که جامعه شناس به افراد و گروه ها یادآوری می کند، چگونه از آن استفاده کنند در حالی که جامعه شناسی اصول و نکات مورد توجه در آن آداب و رســــــــوم خاص را بیان می کند.

    در این قسمت، قبل از بیان شرایط استفاده از روش علمی در جامعه شناسی، بهتر است در خصوص خود روش علمی مورد استفاده، که روش پیمایشی هست و همچنین تفاوت آن با روش تحلیل محتوا که نقطه مقابل آن است، توضیحاتی داده شود.

   الف: در روش پیمایشی محقق بر اساس موضوع از پرسشنامه، در حالی که در روش تحلیل محتوا، محقق به جای پرسشنامه از دستورالعمل کدگذاری استفاده می کند.

   ب: در روش پیمایشی محقق  برای طراحی پرسشنامه از سئوال استفاده کرده که سئوالات بر مبنای سئوالات باز (تشریحی) و سئوالات بسته (چندگزینه ای) می باشد، در حالی که در دستورالعمل کدگذاری محقق به جای سئوال از کدهای خاص بر اساس موضوع استفاده کرده و دستورالعمل خود را می نویسد.

  نکته قابل ذکر این که سئوالات چندگزینه ای بر اساس دو طیف معروف بوگاردوس و لیکرت طــــــراحی می شوند. توضیح این که طیف بوگاردوس دو گزینه ای و به صورت (بله و خیر) و طیف لیکرت 5، 7و 11 گزینه ای که طیف پنج گزینه ای مطلوب تر بوده و به صورت آیتم های دو مثبت، یک مثبت، یک مثبت و یک منفی با هم، یک منفی و دو منفی که بر اساس نوع سئوالات، چگونگی استفاده از این طیف متفاوت می باشد.

     ج: در روش پیمایشی برای پاسخگویی به سئوالات به افراد مراجعه می شود در حالی که در روش تحلیل محتوا به جای مراجعه به افراد به نظرات، دیدگاه ها و دست نوشته های افراد که به صورت پیام هستند، مراجعه می شود.

  در خصوص روش علمی مورد استفاده در جامعه شناسی (روش پیمایشی) شرایطی را باید در نظر گرفت که عبارت اند از:

   - قابلیت بررسی و آزمون: پژوهش علمی مستلزم مشاهدات ملموس و واقعی است، به طوری که صحت و سقم آن قابل بررسی و آزمون شدنی باشد.

   - طرد مطلق گرایی: از آن جایی که علم هیچ حقیقت علمی را نمی پذیرد، بنابراین محقق باید همواره آمادگی بررسی واقعیت های تازه را داشته باشد، زیرا حقیقت علم این است که تجدیدنظر را بپذیرد و حالت آزمایشی خود را حفظ کند.

   - بیطرفی اخلاقی: چون علم، پاسخ دهنده به پرسش های مربوط به واقعیت است، اما هیچ گاه مدعی نیست که ثابت کند یک ارزش بر ارزش دیگری برتر است. بر این اساس محقق به عنوان یک فرد، از نظر اخلاقی بیطرف نیست، با این حال نباید اجازه دهد ارزش های شخصی او تحقیقاتش را تحت تاثیر قرار دهد.

   - عینیت: یعنی این که جامعه شناس دید مستقل و غیرشخصی نسبت به مسائل مورد مطالعه خود داشته باشد و مشاهداتش را بدون کم و کاست و بدون غرض ورزی ثبت نماید.

   - استفاده از روش های استاندارد شده: محقق در روش پیمایشی باید از روش آماری خاص برای توصیف داده های خود استفاده و لحظه به لحظه یافته ها و شیوه های دستیابی به اطلاعات را ثبت نماید.

   - حرفه ای بودن در تحقیق: از آنجایی که مشاهدات علمی باید ثبت شود، بر این اساس محقق باید باتجربه و آموزش دیده به عبارتی حرفه ای و متخصص باشد تا در ثبت اطلاعات و تفسیر دچار اشتباه نشود.

   - کنترل موقعیت ها: یعنی این که همه متغیرهای عمده، جزء یک متغیر که تحت بررسی است، کنترل شود.

مراحل روش تحقیق پیمایشی

1-  انتخاب موضوع که مشکل ترین کار برای محقق می باشد.

2- طرح فرضیه: پس از انتخاب موضوع و قبل از بررسی علمی باید بیان نظری ثابت نشده (ارائه فرضیه) از واقعیات شناخته شده، مطرح گردد.

 فرضیه : حدس و گمانی است که باید به محک آزمون گذاشته شود تا بر اساس شواهد تجربی، اثبات یا رد شوند.

به عبارتی دیگر بیان نظری اثبات نشده که باید با توجه به واقعیت های شناخته شده، به آزمون گذاشته شوند.

3- طرح تحقیق: در این قسمت محقق باید رئوس آنچه را که می خواهد مطالعه، جمع آوری، پردازش و تحلیل کند، مشخص نماید.

4- جمع آوری داده ها: در این مرحله همه داده های مورد نیاز باید توسط محقق جمع آوری تا مورد تحلیل علمی قرار گیرند.

5- تحلیل داده ها: تحلیل علمی داده ها باعث می شود تا داده های جمع آوری شده توسط محقق، طبقه بندی و به جدول تبدیل و در مورد آن ها تفسیر صورت گیرد.

6-  نتیجه گیری: در این قسمت محقق بر اساس نتایج آزمون فرضیه، مشخص می کند چه اطلاعاتی به دست آمده است.

اهمیت مطالعه جامعه شناسی

   مطالعه جامعه شناسی به دلایل متعدد اهمیت دارد که عبارت اند از:

1- ایجاد نگاهی تازه به ابعاد مختلف محیط اجتماعی؛

2- مشخص کردن جایگاه فرد در جامعه؛

3- بررسی علل عدم ارتباط گروه ها با یکدیگر؛

4- شناخت محیط و فرهنگ هایی که در مورد آن ها بی اطلاع یا کم اطلاع بوده ایم؛

5- افزایش توانایی افراد در فهم اندیشه ها و گرایش های مختلف؛

6- پیش بینی و کنترل رفتارها؛

7- کاهش پیشدواری ها جهت تطابق بیشتر رفتار با موقعیت های جدید؛

8- دسترسی به نیروی اجتماعی موثر و جدید در رفتار افراد جهت واکنش مناسب در برابر پدیده های اجتماعی.

منبع: مبانی جامعه شناسی بروس کوئن ترجمه دکتر غلامعباس توسلی و دکتر رضا فاضل از انتشارات سمت

                                                                                      ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط محمًد معادیفر در ۱۳۸۹/۰۲/۱۵ و ساعت 12:13 |