مقدمه:

    در عصر ما همراه با گسترش رسانه ها و افزايش سطح سواد عمومي، نيروي افكار عمومي اهميتي دوچندان يافته است. افكار عمومي، موضوع مورد علاقه و مطالعه متخصصان رشته هاي مختلف مانند اقتصاددانان، مورخان، روزنامه نگاران، روان شناسان، جامعه شناسان و سياست شناسان است.

 

تعاريف افكار عمومي

  براي فهم اين كه افكار عمومي كجا و كي تسلط پيدا مي كند، بايد قبلاً بدانيم كه نويسندگان مختلف از افكار عمومي چه برداشتي دارند و افكار عمومي چيست؟

   مفهوم افكار عمومي تاريخ طولاني دارد. مانند هر مفهوم آسيب پذيري، افكار عمومي به صورت هاي مختلفي (در دو دسته بندی)تعريف شده است. ( اسدي،ص11)

دسته اول ـ نخستين دسته بندي، تحت عنوان « مجموعه از عقايد » و يا « نوعي سازمان اجتماعي » تعريف شده است.

1)«افكار عمومي» به عنوان مجموعه اي از عقايد افراد : به طور مثال، « آلبرت وين ديسي » يكي از پيشگامان علم حقوق در قرن نوزدهم، افكار عمومي را «واژه اي عمومي» براي باورها و اعتقادات گروهي از افراد جامعه بشري تعريف مي كند.

2)« افكارعمومي» به عنوان نوعي سازمان اجتماعي : مثلاً « چارلز هورتون كولي» افكار عمومي را صرفاً مجموعه اي از نظريات و عقايد جدا از هم نمي دانست بلكه آن را سازمان يا فرآيندي مجتمع از تاثيرات ارتباطي و دو جانبه مي ديد. و يا «فرديناند تونيس» جامعه شناس آلماني، كه افكار عمومي را عقايد مشترك گروهي از افراد جامعه بشري مي داند به ويژه زماني كه اين عقايد به اثبات رسيده و يا مردود شده است.

دسته بندي دوم ـ افكار عمومي « پديده اي خاص و محدود به جوامع جديد» يا « پديده اي گسترده جهاني است»؟

  دسته بندي دوم، تعريف افكار عمومي را از اين نظر مورد توجه قرار مي دهد كه آيا پديده اي محدود به جوامع جديد با سازمان هاي سياسي توسعه يافته است و يا پديده اي گسترده و جهاني كه در همه كشورها ديده مي شود؟

1)افكار عمومي پديده اي محدود به جوامع جديد : «هانس اسپير» معتقد است كه افكار عمومي پديده اي جديد است و ريشه هاي آن را بايد در دوره انقلاب فرانسه (1799-1789) جست و جو كرد. او افكار عمومي را اظهار نظرهاي رايج درباره مسائل كشور و پديده اي مي داند كه در همه كشورها ديده نمي شود و تنها در جوامع جديد شكل گرفته و با گسترش رسانه هاي همگاني و سازمان هاي سياسي تسريع يافته است.

2) افكار عمومي پديده اي گسترده و جهاني: طرفداران اين ديدگاه معتقدند كه افكار عمومي باورهاي اكثر مردم است و در هر جامعه اي اعتقاداتي وجود دارد كه از آن اكثريت است.

 

منشاء تشكيل افكار و شرايط شكل گيري آن

     در تعاريف افكار عمومي، سه خصلت اين پديده را « آشكاربودن» ، «آگاهانه و هوشيارانه بودن» و «از وسعت كافي برخورداربودن» دانسته اند. در هر سه ويژگي ياد شده، كيفيت ارتباطي افكار عمومي هويداست.  

  آشكاربودن افكار، مستلزم حضور انسان ها در كنار هم و برقراري رابطه بين آنهاست. آگاهي مردم به وجود افكار عمومي گوياي اراده آن ها در پيوستن به صفوف ديگران و برقراري ارتباط با آنهاست اما وسعت پديده نيز نشانه جمعي بودن آن و در نتيجه رابطه اجتماعي است.

   اين پديده عام، به دليل كيفيت ارتباطي برتر، جزء در بستر مردمي، يعني جايي كه تراكم جمعيت بالاست، رخ نمي نمايد. با وجود اين، رويداد افكارعمومي جزء در شرايط مشخصي به وقوع نمي پيوندد. اين شرايط را مي توان در شش بخش خلاصه كرد.

1- بايد يك واقعه مركزي و يا شماري از وقايع متناوب و پشت سر هم از يك نوع وجود داشته باشد.

   الف) واقعه مـركـزي : هنگامي كه ما در معرض تشعشات خبري قرار مي گيريم، ممكن است يك خبر بيش از ساير اخبار توجه ما را به خود جلب كند. چنانچه اين خـبـر براي همه شنونـدگان  و بیننـدگان جالب توجه باشد، آن را خـبــر اصلي مي گويند که در حقیقت واقعه مركزي را تشكيل مي دهد و منشا افكار عمومی مي شود. به عبارت دیگر هر قدر خبری با نيازهاي مختلف مردم بيشتر ارتباط داشته باشد، اصلي تر و مركزي تر است. مانند : خبر يك زلزله، خبر يك ترور سياسي، خبر يك سانحه هوايي و ... .

   ب) وقايع متناوب: ممكن است يك پديده اجتماعي به خاطر اثرات سوئي كه پشت سرهم بر زندگي مردم مي گذارد تدريجاً به افكار آنها جهت بدهد و آن را متحد نمايد. مثلاً پديده هايي از قبيل اعتياد، گراني و ترافيك از اين نوع اند. اين پديده ها بستر ذهني مردم را براي نشان دادن واكنش آماده مي كند و چنانچه روزي اتفاقي بيفتد يا عمل خلافي سر بزند كه مــويــد نابساماني و در نتيجه نارضايتي مردم باشد، آنگاه مانند جرقه اي افكار ناراضي آنان را شعله ور مي سازد.

2- بايد فضاي مساعد وجود داشته باشد :

  از آنجایی که افكار عمومي در بستر مردمي شكل مي گيرد اين بستر، فضايي است كه در صورت وجود نيازهاي مردمي، براي ارضاي اين نيازها مستعد مي گردد. چنان چه مردم تشنه شنيدن خبري باشند كه به سرنوشت آن ها بستگي دارد به شايع سازي دست مي زنند تا خلا موجود را پر كنند.        شايعه سازي و شايعه پراكني شاخص هاي بارز وضعيت بحراني افكار عمومي هستند و بايد به مثابه نشانه هاي هشدار دهنده بحران افكار عمومي به شمار آيند. بنابراين، بستر افكار جامعه، زمينه ساز افكار عمومي در آن جامعه مي شود.

3- بايد محتواي افكار عمومی با الگوهاي فرهنگ جمعي مطابقت داشته باشد.

   هر گروه، قوم يا مليتي داراي فرهنگ است، فرهنگي كه شامل آداب و رسوم، زبان، اعتقادات، هنجارها و نهادهاي اجتماعي مخصوص به خود مي باشد. افكار عمومي آن گروه، قوم يا مليت براساس الگوهايي شكل مي گيرد كه نمايانگر ويژگي هاي فرهنگي بالا باشد. به همين دليل است كه پيوسته محتواي افكار شهري و روستايي، شرقي و غربي، پايين شهري و بالاشهري تفاوت مي كند و در هر مكان، رنگ هاي محلي آن مكان را به خود مي گيرد. بنابراين واقعه اي كه بخواهد افكار عمومي را در يك محل بسيج كند، لاجرم بايد از فرهنگ آن محل تاثير پذيرفته باشد.

4- بايد محتواي افكار عمومی پاسخگوي نيازهاي ظاهري و باطني افراد باشد :

   واقعه اي كه به افكار عمومي دامن مي زند، واقعه اي است كه به نياز افــراد جامعه پاسخ مي دهد. اين نياز مي تواند «ظاهري» ، «معروف» ، «آشكار» ، « قابل اعتراف» و يا برعكس «باطني» ، «نهاني» و «خودآگاه» باشد. اما نياز به «امنيت» ، نياز به «مودت و وفاق اجتماعي» ، نياز به «راحتي و فراواني» و بالاخره نياز به «دانستن» و «آگاهي يافتن» از جمله نيازهاي ظاهري هستند. از سوي ديگر نياز به «بيگانه ستيزي» ، «نژادپرستي»و برخي ايدئولوژي هاي شكست خورده كه دفاع از آن ها دشوار است، در زمره نيازهاي باطني و شايد گاهي ناخودآگاه به شمار مي آيد.

5- بايد افكار  عمومی به واسطه رسانه هاي گروهي گسترش يابد.

   گسترش افكار عمومي در جوامع قديم، بسيار كند بوده است و به همين نسبت از حدت و شدت و نتيجه گيري بي بهره مي مانده است اما در جوامع جديد با ورود رسانه هاي گروهي به عرصه زندگي و اشاعه سريع اخبار و انعكاس بلامانع و بلامنازع رخدادهاي اجتماعي، افكار عمومي ز طريق مطبوعات، ادبيات، شايعات، راديو، تلويزيون، سينما، تئاتر، پوستر، نوارهاي كاست صوتي و تصويري، سي دي، وبلاگ، سايت هاي اينترنتي، طنز و تصنيف گسترش مي يابد.

6- بايد افكار عمومي با دخالت مستقيم مردم اشاعه يابد:

   همه روزه وقايعي اتفاق مي افتد و اخباري پخش مي شود بي آن كه بر مردم اثــر چنــداني بگذارد ولي روزي فـــرا مي رسد كه واقعه اي مردم را تحت تاثیر قرار داده و بر مي انگيزاند که نتیجه اش سيل انسان ها به خیابان هاست و  بر این اساس عموم مردم خود به يك رسانه تواناي تبليغي و گروهي بدل خواهند شد.

 

 

+ نوشته شده توسط محمًد معادیفر در ۱۳۹۱/۱۰/۰۴ و ساعت 7:21 |