سئوال‌های پرسشنامه: در ابتدا باید متغیرهای مورد نظر را مشخص و سپس در خصوص نوع سئوال‌هایی که می‌تواند متغیرها را اندازه‌گیری کند، تصمیم‌گیری نمود. در زمان تصمیم‌گیری در مورد پرسش‌های پرسشنامه، نخستین مساله، کاربردی کردن مفاهیم مورد استفاده می‌باشد. کاربردی کردن مفاهیم اساسی تاثیر تعیین کننده‌ای بر پیامدهای نتایج تحقیقی دارد. برای مثال اگر بخواهیم نرخ بیکاری را اندازه‌گیری کنیم در اینجا تعریف ما از بیکاری تعیین کننده خواهد بود. اگر بیکار را کسی در نظر بگیریم که در هفته به کاری مشغول نبوده، باید کسانی را به حساب آوریم که این تعریف در مورد آن‌ها صادق باشد

انواع سئوال‌های پرسشنامه

به طور کلی سئوال‎های یک پرسشنامه "باز" یا "بسته"‌اند. در سئوال‌های باز یا آزاد، هیچگونه انتخابی صورت نمی‌گیرد و پاسخ‌ها باید به صورت کامل ثبت شود. در پرسشنامه‌های کتبی، محل یا خطوطی برای پاسخگویی تعبیه می‌شود و به پاسخگو امکان می‌دهد تا طول پاسخ را تشخیص دهد. بدیهی است طبقه‌بندی پاسخ‌ها موجب کاهش غنای این قبیل پرسشنامه‌ها می‌شود. امّا می‌توان برخی از پاسخ‌ها را به صورت نقل قول مستقیم در گزارش نهایی ذکر کرد تا خواننده با نوع پاسخ‌های ارائه شده آشنا شود.

بزرگترین امتیاز سئوال‌های "باز"، آزادی عملی است که برای پاسخگو فراهم می‌گردد. هرچند سئوال‌های باز اغلب آسان است، اما پاسخگویی به آن دشوار و دشوارتر از آن تجزیه و تحلیل آن است.

در پرسشنامه‌های بسته از پاسخگویان خواسته می‌شود که به یکی از گزینه‌های پرسش، پاسخ دهند. محقّقی که از پرسش‌های بسته استفاده می‌کند پاسخ تعدادی از گزینه‌ها را ارائه می دهد تا پاسخ دهنده یکی را از میان آنها انتخاب کند. در این گونه پرسش‌ها از پاسخگو خواسته می‌شود به جای نوشتن پاسخ، تنها یک علامت در مقابل یکی از پاسخ‌ها بگذارد. پاسخگو نیز سئوالات را به سرعت درک کرده و به سهولت به آن پاسخ می‌دهد. در پرسش‌های بسته معمولاً پس از پیشنهاد پاسخ‌های احتمالی، از پاسخگو خواسته می‎شود ملاحظات شخصی را نیز در صورت تمایل ذکر نماید؛ که در این حالت پرسش، شکل(نیمه بسته، نیمه باز) به خود می‌گیرد.

پرسش‎های بسته به محقّق امکان می‌دهد که روابط متغیرهایی را که از قبل شناسایی کرده است، مطالعه کند. پرسش‌های بسته اگر خوب طرح شود تا حدی مشکل امتناع از پاسخگویی را حل می‌کند.

امّا نکته مهم اینکه؛ در طراحی سئوالات به‌ویژه سئوالات فردی، در متغیّر "سن"، حتما باید دامنه تغییرات را در نظر گرفت و همه زیرمتغیّرها یا زیرمقوله‌ها باید یکسان فاصله عددی داشته باشند. به عنوان مثال: زیر 20 سال ، 29-20 ، 39-30 ، 49-40 ، 50 و بالاتر که در اینجا دامنه تغییرات عددی 10 رعایت شده است.

+ نوشته شده توسط محمًد معادیفر در ۱۴۰۴/۰۳/۱۲ و ساعت 8:20 |